HAssan AND Amir
 
شخصیت های داستان
امیر:  شخصیت اصلی داستان (راوی )
بابا: پدر امیر
صوفیا اکرمی: همسر بابا ( مادر امیر)
رحیم خان : دوست بابا
علی : خدمتکار بابا
صنوبر :همسر علی
حسن: فرزند علی
عایشه: زنی که به حسن و امیر شیر میداد

امیر شخصیت اصلی داستان بادبادک باز است. پدر بزرگ امیر قاضی متشخص افعانستان بود. علی را  که پدرو مادرش در یک حادثه اتومبیل کشته شده بودند به فرزندی قبول می کند. پدر و مادر علی از قوم هزاره ها بودند  که دارای مذهب شیعه هستند در حالیکه خانواده امیر از قوم پشتون افغان اند که دارای مذهب سنی هستند.  در طول تاریخ این دوقوم مجادلات خونین و خصومت و کینه عجیبی با هم داشته اند.
 پدر امیر با علی با هم بزرگ میشوند. پدر امیر از تحصیلات عالی و شغل پر در آمد تجارت فرش برخوردار است.  اما علی مثل بسیاری از قوم هزارا از تحصیل محروم می ماند و بعنو ان پیش خدمت در خدمت پدر امیر قرار می گیرد.
 
پدر امیر  «بابا» با زنی زیبا و با سواد که در دانشگاه ادبیات فارسی را درس  میداده ازدواج می کند . حاصل این ازدواج کودکی است که نامش را امیر می گذارند.( یعنی همین شجصیت اصلی داستان ) . هنگام تولد امیر مادرش سر زا می رود .
 
علی پدر امیر را بیشتر از یک دوست حتی بیشتر از یک برادر دوست دارد. علی هم بازنی  که از زیبایی اش زبانزد همه بوده است ازدواج می کند.  . همزمان با تولد امیر علی هم صاحب فرزندی میشود که نامش را حسن می گذارند.  داستان از وقتی اغاز میشود که حسن و امیر سنین دوران دوازده سالگی را می گذرانند.
 
همانطور که علی پدر امیر را با تمام زیر و  بم هایش صمیمانه دوست دارد و هیچ چیزی باعث جدایی آنها نشده است،  حسن هم امیر را بسیار دوست دارد و همیشه خود ش را در تمام مشکلات سپر بلای او می کند. داستان بادبادک باز قصه  دوستی و فداکاری هاست که این داستان را شگفت انگیز می کند.
 
در این داستان تاریخ افغانستان از زمان ظاهر شاه  تا به امروز از دیدی میانه رو و  لیبرالیسم مورد بررسی قرار میگیرد. مطالب دیگری از قبیل فلسفه اخلاق،  مهاجرت، بوروکراسی، خصومت ها و تبعیض های قومی، مشکل ویزا، مذهب ، آداب سنت در فضای  برون مرزی و درون مرزی ، تبعیض بین زن مرد و مرد سالاری، معصلات جنگ و دخالت های نظامی، بطرز شگفت انگیزی  بی آنکه از فضای داستان خارج شویم مورد بررسی قرار می گیرد. و در اکثر موارد قضاوت به عهده خواننده گذاشته می شود.   داستان به سبک خاص و خلاقی روایت  شده است که کمتر در داستان های دیگر دیده ام . کتاب به زبان  انگلیسی نوشته شده است اما گاه گاهی  از واژه های فارسی افغانی بین جمله استفاده شده است که بر زیبایی داستان برای ما فارسی زبانها افزوده است. و خواندن آنرا شیرین تر می کند .
 
فیلمی  از روی  این داستان ساخته شده است. در  فیلم بادبادک باز بسیاری از  قسمت های داستان یا حذف شده و یا مختصر شده است. فیلم در نمایش جذابیت و محتوای داستان کاملن نا توان است .
فریدون
.==================


_”در دنیا تنها یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است.هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.اگر مردی را بکشی،یک زندگی را میدزدی.حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی.حق بچه هایش را از داشتن پدر میدزدی.وقتی دروغ میگویی حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی.وقتی تقلب میکنی حق را از انصاف میدزدی…!”
_”این که میگویند گذشته فراموش میشود چندان درست نیست.چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز میکند”


از کتاب بادبادک باز