همیشه می اندیشده ام برای شناخت ملتی نباید به تاریخ آن ملت مراجعه کرد بلکه باید شعر و ادبیات جامعه اش را مورد بررسی قرار داد. شعر و ادبیات و هنر هر ملت بازتاب واقعی تفکر و روند زندگی مردم است که آینه ای به مراتب شفاف تر از تاریخ است.

به عنوان مثال برای شناخت جامعه شوروی در دوران استالینسم کافیست به اثار ادبی و هنری آن دوران مراجعه کنیم.  آنا آخماتووا یکی شاعران آن دوران استالین است. او در سال ۱۸۸۹ در بالشو ی فانتان در حوالی بندر ادسا  چشم به جهان گشود و  ٫ پس از یک دوران ٫پر فراز و نشیب در زندگی سرانحام در پنجم مارس ۱۹۶۶ چشم از جهان فرو بست. او سه بار ازدواج کرد . همسر اولش نیکلای گومیلیف شاعر بود که به جرم فعالیت های ضد انقلابی  اعدام شد .  حاصل این ازدواج فرزندی بود به نام لف گومیلیف نویسنده که بار ها به عناوین مختلف به زندان و اردوگاه های کار اجباری فرستاده شد. ازدواج دوم آنا آخماتووا نا موفق بود که به جدایی انجامید. همسر سوم اش نیکلای پونین در اردوگاه کار اجباری جان سپرد

درد و رنج   آنا آخماتووا زیر فشار های اجتماعی و سانسور و گرفتاری های فرزندش در تبعید و بازداشتگاه  در شعر هایش متبلور می شد.

انسان

اینجا گویی صدای انسان
هرگز به گوش نمی‌رسد
اینجا گویی در زیر این آسمان
تنها من زنده مانده ام
زیرا نخستین انسانی بودم
که تمنای شوکران کردم

از این شاعر اشعار بسیاری به جا مانده است که به زبانهای مختلف چاپ و منتشر شده است

در دوران حکومت استالین بارها از انتشار اشعار این شاعر به عناوین  مختلف جلوگیری به عمل آمد تا اینکه از زمان خروشچف به بعد بیشتر آثار این شاعر چاپ و منتشر شد.

متاسفانه به نظر می رسد  اکثر انقلاب ها  چیزی به جز ناامید ی و درد و رنج برای بشر به ارمغان نیاورده است و هر بار دیکتاتوری زمام امور را به دست گرفته  و به جای عدالت و رفاه اجتماعی به تاخت و تاز و ظلم و ستم پرداخته است.

اما برای آزادی اندیشه و بیان و نیل به حقوق بشر، انسان هیچگاه از پا نخواهد نشست و مدام در این راه از جان خود مایه خواهد گذاشت  چون انسا ن آزاد چشم به جهان می گشاید و حق اوست که آزاده به حیاتش ادامه دهد.

فریدون