ز پشتِ کوه ِ امید٬  طلوع خواهد کرد، خورشید
ز ورایِ  کومه هایِ  آرزو٬  بر خواهد آمد، آفتاب
ز ِ هر شاخساری٬ آوایِ رهایی٬ خواهیم شنید
درشبِ آزادگان٬  شاد مان خواهد بود٬مهتاب
دلِ من پیوند خواهد خورد٬ با ستاره ها
من و تو٬  جاری خواهیم شد در جوببار‌ ِ زندگی٬ رها٬ رها
اگر باران بباردهنگام طلوع
ز ِ رنگین کمان٬ گلوبندی رنگین٬ برایت خواهم ساخت
در پرتو ِ عشق٬ گوشواری ز ِ آزادی و رهایی٬ به گوش ات خواهم آویخت
وزین قفس با تو ٬ بسوی چمن زار ِ بودن ها٬ خواهیم گریخت
چون من٬ ز ِ زبانِ  تو٬ آوای رهایی شنیده ام
و با لهای خیال٬  ز ِ پشتِ میله های زندان گریخته ام
و سویِ نیلگون آسمانِ آزادی پریده ام
من شکوفایی را ٬ در مردمکِ نگاه تو دیده ام
و همره تو کوهسارانِ  امید را ٬ در نوردیده ام

فریدون