یکی گفت از این نوع شیرین نفس، در این شهر سعدی شناسیم و بس

امروز اول اردی‌بهشت، به نام سعدی شیرین سخن نامگذاری شده است.  این شاعر شهره  در آفاق، اگر چه نامی آشناست برای همه‌، اما در حد همان نام آشنا، برای ما شناخته شده نیست. کار سترگ این بزرگمرد تاریخ ادبیات فارسی، دنیایی از لطافت و زیبایی است، مملو از قصه‌های شیرینِ آموختنی است. زیرکی و روانی در اجزای گفتارش موج می‌زند و دوری از تکلف و مغلق‌گویی زبان شعرش را پالوده کرده و خواندنش را برای همه لذت‌بخش و فرح‌انگیز.
این استاد سخن و معلم اخلاق و ادب، هر آنچه در گنجینه‌ی تجربه و دانش و معرفت داشته است، در آثارش با ظرافت تمام گنجانده و طعم تلخ نصیحت را به شهد ملاحت و طنازی شیرین کرده تا "آنچه شرط بلاغ است" را گفته باشد و "پند" و "ملال"ش را به ما واگذارد. سعدی در آثارش روحیه‌ی تساهل‌ منشی دارد، او  مخاطبش را نه به عنوان یک عامل غیرفعال و پذیرنده، که  به مثابه فاعلی تأثیرگذار در تولید و بازتولید آثارش می‌داند.
شعرش را به گفتار نزدیک می‌کند، چنانکه آن را می‌توان شعرگفتاری(ضیاء موحد) نامید، و نثرش را با شعر در می‌آمیزد تا اصطلاح "سهل ِ ممتنع"‌ تنها مصداق‌ش، نثر او باشد. این رند دنیادیده هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند که اول بر خود فریاد برآرد، و بعد دیگران را نهیبی بزند: همه از دست خویش ناله کنند/سعدی از دست خویشتن فریاد؛ و برای همه قصه و حکایتی در انبان پر از سخنان نغز دارد تا با آن همراهی و همذات‌پنداری کنند.
سعدی در غزل عاشقانه هم پروای عشقبازی و شهرآشوبی دارد و در پس "مصلحت‌اندیشی" و "پرده‌پوشی" خود را گفتار استعارات و تشبهات ناساز به دور از واقعیت نمی‌کند، و مرتبه عشق و دوستی را به جایی می‌رساند که می‌گوید: "ذوقی چنان ندارد، بی‌دوست، زندگانی..."

کورش عنبری
1 اردی‌بهشت 89

*********************

با کمال مسرت اطلاع یافتم که دوست عزیزم کورش عنبری فعالیت خود را در گاهنگار «خانه دوست » از نو  آعاز کرده است.  مطلب فوق، از بلاگ ایشان به اینجا منتقل شده است.  . برای گشت و گذاری در خانه دوست اینجا را کلیک کنید

فریدون