آیا ممکن است روزی از خواب بیدارشویم، متوجه شویم آنچه دیده ایم و یا انجام داده ایم، یک رویای طولانی بوده است؟

چطور ممکن انسان، انسانی دیگر را در فقر و گرسنگی ببیند اما چاره ای برای آن نیندیشد؟ چطور ممکن است انسانی با زور، بر انسان های دیگر حکومت کند و از هر آنچه ظلم شکنجه است رویگردان نباشد ؟ چگونه ممکن است انسانی سوار هواپیما بشود و به سر مردمی که هیچ خصومتی با آنها ندارد بمب بریزد؟

آیا این ها و همه جنگ ها می تواند فقط یک کابوس وحشتناک باشد؟ راستی آیا مرگ یک رویا و یا یک کابوس است ؟

کم نیستند کتاب هایی که از این دست مطالب می نویسند . اما محتوای این نوع کتاب ها با واقعیت های ملموس جهان هستی تا چه حد هم تراز است؟ کتاب هایی که  علم را با تخیل در می آمیزند، و  آدمی را وامیدارند که از خود بپرسد نکند جهانی خارج از این جهان مادی وجود داشته باشد؟! 

از این جمله است  کتاب « یک ، دو، سه ، بینهایت » اثر ژرج گامو  و یا جهان هولوگرافیک اثر مایکل تالبوت

خواندن این نوع کتاب ها  مثل داستان های تخیلی می تواند سرگرم کننده و خیال انگیز باشد، اما آیا می شود  آنها را جدی گرفت و باور داشت جهانی خارج از  جهان ملموس مادی وجود دارد؟ ویا جهان شکلی ورای آنچه که شناخت علمی می نامیم دارد؟ 

در برابر انسان متفکر، میلیون ها معما و سئوال های بی جواب  قرار دارد.  اما آیا برای آنچه که می خواهیم بدانیم ، متافیزیک می تواند پاسخی منطقی و علمی بیابد؟ آیا جهان هولوگرافیک است؟ آیا برای در ک جهان نیاز به شناخت ابعادی ورای چهار بعد( طول، عرض، ارتفاع و زمان) داریم؟ ابعاد پنجم و ششم چه ابعادی هستند؟ آیا در ابعاد ششم زمان حضور دارد یا همه چیز ابدی ست؟ آیا ابدی بودن و همیشه گی بودن، نوعی هستی بدون زمان نیست؟ راستی درک ما از زمان چیست و آنرا چگونه تعریف می کنیم؟  آغاز و پیدایش این جهان چگونه بوده است؟