باز آغاز پگاهی دیگر است
باز دل من تنهاست
باز آغاز  ره گرفتن در پس رویا هاست
باز می خواند دل من،  ترانه غم را
باز دل من، هوای کوچ کرده است

در ساحل، هنگام غروب
در پاییز زندگانی ام
اگر پرندگان خیالم
در اوج امیالم پرواز کنند
پر خواهم گرفت
و زندگی را باز،  سوی تو
ای محبوب خیالم
 از سر خواهم گرفت
و اشک هایم را با پرنیان امید خواهم  زدود

فریدون