چرا به گوش کسی نمی رسد فریادم ؟
با آنکه در مهر و محبت، همه را در یادم

آهوی سرگردان دشت تو بودم
ندانستم که عشق تو بود عاقبت صیادم

در قمار زندگی باخته ام دل را
بی تو چکنم که داده ای بر بادم

دل به تو سپردم،  در همسفری با تو
چرا ای رفیق دل، به گفتاری نکنی شادم

 بنظرم آید که با تو بودن،  همه ی زندگیست
چرا با گرمای  بوسه ای نکنی آبادم

اگر سر آن نداری که باز گردی به کنارم
رحمی خدا را، ز دام عشق خو د کن  آزادم

*********

گم شده ام بی تو

خیلی دوستت دارم. اینو خودت خوب میدونی
می دونم توی چشام، اینو خوب می خونی

عزیز دل،  با عشقت نیمه جونم می کنی
چرا با حرف های ناجورت پشیمونم میکنی

می ذاری و میری ، خبر نمی گیری از من
میگی دوستت دارم، اما مث اینکه سیر ی ازمن

منو سرگردون و حیرون کرده ای
منو تو نگاه وحشی ت ویرون کرده ای

بی خبر از من، با دل من کجا رفته بودی؟
بی من، ترا به خدا، چرا تنها رفته بودی؟

*********

اگه شیطون مث خدا بود

اگه شیطون مث خدا می بود، چی می شد؟
دنیا  ازظلم و ستم جدا می بود، چی می شد؟
اگه برابری و یکرنگی همه جا می بود، چی می شد؟
خوبی  و قشنگی برای همه ما می بود، چی می شد؟

اگه دل عاشق من یه پری دریایی می داشت چی می شد
توی این عالم ، دل من،  دلربایی  می داشت چی می شد
اگه آغوشم ، عاشق شیدایی می داشت چی می شد
 آشیونه ام رنگی خالی از تنهایی می داشت چی می شد

اگه شیطون مث خدا می بود چی می شد؟
ظلم و ستم از دامان دنیا جدا می بود چی می یشد؟

فریدون

*********

شعر «اگه شیطون مث خدا می بود » تعبیر ی از ترانه ای  است که  رامش خوانده است با هم گوش کنیم . «اینجا» را کلیک کنید