امان از دست سارقین منازل. این روز ها که  وضع اقتصادی اروپا قمر در عقرب  است و بیکاری و فقر سیر صعودی خود را طی می کند، تعداد سارقین منازل رو به افزایش است و مردم حتی در چار دیوار خانه خود نیز امنیت ندارند.
یکی از این سارقین جوانی بیست و سه ساله به نام  « اسلیتر » است که مردم سواحل جنوب انگلستان را به ستوه آورده بود. این آقا با کمال پر رویی در فیس بوک هم مطلب می نوشت و پلیس را از اینکه نمی توانست اورا دستگیر کند مسخره می کرد. او با نام های مستعار به عنوان مدل پشت دوربین  ها ظاهر می شد. هم چنین با سارقین گریخته از زندان در ارتباط بود و مشاور آنها بود . پلیس با جمع آوری اطلاعات از طریق فیس بوک و شش ماه پی گیری، چندی پیش اورا دستگیر کرد. وقتی در زندان با او مصاحبه کردند او به هیچ وجه از کار خود اظهار پشیمانی نکرد و صراحتن گفت به محض اینکه از زندان آزاد شود باز به سرقت ادامه خواهد داد. و در پایان در حالیکه لبخندی فاتحانه بر لب داشت گفت شغل و تخصص او سرقت است
همیشه فکر می کرده ام چگونه می شود آدمی در لباس خلبان سوار هواپیمای جنگنده ای شود و به عنوان وظیفه   به سر مردمی که با او هیچ خصو متی ندارند بمب بریزد؟
چگونه می شود که شخصی به خاطر امرار معاش خود  به شغل شکنجه گری در زندان تن در دهد و یا مانند این آقای اسلیتر مخل آسایش مردم شود؟!