من پیمانه صبرم
اما خالی شده ام از صبر و صبوری
تحمل چون کنم دور از تو؟
با این  همه تنهایی و دوری
موج به ساحل پیوست، در غروب  دریا
اما تو  نشدی ز حال بی قرار من جویا

تو ای گیتار من
با تار های غم من ،
بنواز آهنگ شب های تیره و تار من
تا بشنود نوای عشق من، یار من

فریدون