بعد از گذشت این  همه سال  همسفری
شگفتا که هنوز با هم بیگانه بودیم
گر چه به یک زبان سخن می گفتیم
دریغا که حرف همدیگر را نمی فهمیدیم

در بن بست  تنهایی مان به هم گفتیم سلام
و در شاهراه عمر به  هم گفتم خدا حافظ
که گویا سرنوشت اینست
که هر آغاز پایانی دارد
حتی دوستی

--------------------------------------

پرسیدم: آدرس ات کجاست
گفت:  خیابان چشم انتظار
چهار راه تنهایی
بن بست زندگی
پلاک دق

پرسید آدرس تو کجاست
 گفتم : کائنات
کره زمین
پلاک عشق

فریدون