تو لبخندی زدی بس عاشقانه
با نگاهی پر زمهر و شادمانه
در صدایت نغمه ها بود و ترانه
پرتو مهتاب بر گیسوی سیاهت
رشته رشته می بافت رویای شبانه
پرسیدمت آن چیست در بساطت ای رفیق
گفتی «مهربانی، دوستی  و یادگاری از زمانه!»

سعید