بر می گردیم

در بهتِ سکوتِ شب هایی این چنین
اینحا، حتی دل غم نیز شده غمگین
نگاه می کنیم به سپهر نیگون و  ماه
ماه نیز دریغ دارد ز مهتاب درین راه
برخیزید تا روزگار زیر و زبر کنیم
جامه ای نو در زندگی به بر کنیم
گر فتاده ایم به تاریکی و در بدر می گردیم
ما باز اما، به روشنایی بر می گردیم
فریدون