گاه خسته از رفتن
گاه خسته از ماندن
در محدوده بودن
قدم گرد اطاق نمی گردد

گاه خسته از سکوت
گاه خسته از فریاد
درین زمانه دون
چرخ گردون٬ دور  از دغدغه فراق نمی گردد

پشت در های بسته
و پنجره های در بهت نشسته
در ظلمت شب
پروانه ای گرد چراغ نمی گردد

در فقر اندیشه ها
درین قرن بی دشت
دل گرد باغ نمی گردد

در ین فصل بی اعتمادی
با  بیتوته اندوه در دل
بجز سایه غم برین اوراق نمی گردد

فریدون