کاش ، زندگی خالی از اجاره خانه بود
و درد و رنج، فسانه بود

کاش خِرَد، روشنای هر کاشانه بود
و دوستی ، در دلها بس جاودانه بود

کاش دنیا، خالی ز آدم های پلید بود
و شب ، در گرمی هم آغوشی سرشار از امید بود

کاش بر تن عروس شب تور سپید بود
و هر بامداد، پر از شکوفه های نوید بود

کاش دستان تبعیض ، از بن می شکست
و کبوتر صلح بر شاخسار هستی می نشست

کاش مرغ تنهایی از سر بام دل می جست
و اندوه از دلها رخت بر می بست

فریدون