تو طلوع نگاه و جسم وجانی
من موجی خروشان و فانی ام
تو سکوت ساحل آرامی
من فریاد دریایی توفانی ام
تو ستاره ای درخشانی
من آن شوریده سیل ویرانی ام
تو عشقی بی پایانی
من آتشین خورشیدی پنهانی ام
تو بیا آخرین غروب من باش
در اقیانوس تنهایی ام

فریدون