معجزه یعنی تو صدایم بزنی...صدایت نفس بشود، دم بکشم ،نفس ات گرم باشد، سینه ام گر بگیرد. قلبم به طپش در آید و خون « زندگی» در من جاری شود. معجزه یعنی به صدای قلب تو ، هرچه تیرگی در فضایم است دگرگون شود. یعنی در تاریک مطلق اطاقم، تو باشی در آبی بی نهایتی و من باشم. در سرخی عظیم انگشت هایت زخمه ای باشد به تارهای بغض و سکوتم. من بخوانم . تو بنوازی. آسمان بستری باشد از نور و آینه. من مست باشم از تو. تو در نوشیدن من مستانه.

سوسن جعفری

 

******************************

برای متن کامل اثر فوق اینجا {...} را کلیک کنید