گشت و گذاری در عالم زندگی

 

شعر

نیچه می گوید:  شاعران آب را گل آلود می کنند تا عمیق تر جلوه دهند

 

یکی از نویسندگان رئالیست فرانسه که نامش در  خاطرم نیست  می گوید" هرکس که شعر بگوید باید اعدام شود"

 

احمد رضا احمدی شاعر و داستان نویس و صاحبنظر معاصر می گوید؛  من حتی اعتقاد به تاثیر شعر شاملو هم ندارم. ما کلاً دو هزار نفر هستیم که هم شعر می گوییم هم خواننده اش هستیم. در مردم هم نفوذی نداریم. باز شعر شاملو را ماها می خوانیم و تفسیر می کنیم. به عنوان نمونه بروید بقالی دریانی سر کوچه بگویید احمد شاملو دارید. می گوید بروید ببینید مغازه بغلی دارد یا نه. پس همان تاثیر هم در آن سال ها وجود نداشته است.

 

اما من بر خلاف نظر نیچه قصد گل آلود کردن آب را ندارم . گرچه شعر می گویم اما دلم نمی خواهد برای آنچه که بیان احساس من در مقابل ناهنجاری های جامعه و یا زیبایی ها ی زندگیست شکنجه و یا اعدام شوم

 

من می خواهم بی آنکه اب را گل آلود کنم  زیبایی ها و زشتی ها را نشان بدهم . عصر من عصر تضاد هاست .هر آنچه که جان و روح مرا  متاثرکند  مرا وامی دارد که  آنرا به گونه ای وا گو کنم . من اشک یا لبخند خودرا ... نفرت و یا رضایت خودرا در ساغر واژه ها و مصرع ها میریزم.
الهام شعری من درد و رنج
دنیای من از ناهنجاری های جامعه است . الهام شعری  من زیبایی ها ی طبیعت است. الهام شعری من عشق و محبت است . بوم نقاشی من واژه ها  هستند . رنگ نقاشی شعر من  درد ها و رنج ها و غم ها و شادی های من و مردم تحت ستم . ظلم  هستند.

 

البته که من دلم می خواهد شعر من رسالت تاریخی داشته باشد و بتواند دوستی ومحبت و صلح و صفا  را جایگزین  بی عدالتی ها و تبعیض ها و  ستم کند. عصر من عصر تضاد هاست و فکر می کنم شعر من بازتاب این تضاد هاست.

 

  

فروش بکارت

 

دوشیزه ناتالی دیلان یک دانشجوی بیست و دوساله آمریکایی است که برای تامین مخارج تحصیلات فوق لیسانس خود در سایت آگهی های تجارتی  یی. بی بکارت خود را به مناقصه گذا شته است.

برای یک شب  همخوابی با این دختر جوان مردهایی حاضر شده اندتا دویست و پنجاه هزار دلار پرداخت کنند. در این زمینه رسانه های گروهی و سایت های اینتر نتی مصاحبه هایی ترتیب داده اند و از مردم نظر خواهی کرده اند.

 

متاسفانه اکثر کسانیکه در این نظر خواهی شرکت کرده اند پرسیده اند که آیا این خانم باکره است یا نه و به ندرت  کسی در باره  تحصیل و آینده این دختر جوان سخنی گفته است

جای بسی تاسف است که  در دنیای مرد سالاری و حتی در جامعه صنعتی آمریکا هنوز بکارت زنان می تواند چنین بازاری داشته باشد. جای بسی تاسف است که انسانی مجبور باشد که برای تامین مخارج تحصیلی  خود به خودفروشی تن در دهد. به نظر من مدرسه و دانشگاه و کتاب و کلیه لوازم تحصیلی باید برای  همه رایگان باشد  تا  هیچ کسی  مجبور نباشد از تحصیل علم محروم شود و یا اجبارن برای ادامه تحصیل به همخوابی ناخواسته تن در دهد. همخوابی باید همراه با محبت و  عشق باشد. همخوابی باید همراه با احساس مسئولیت و تفاهم متقابل باشد .

آه که در چه دنیای بحران زده و فلاکت باری زندگی می کنم.

 

  

قیمت بالای گوشت و  برچسب امنیتی

اخیرن همزمان با افرایش قیمت ها مایحتاج مردم از جمله  قیمت گوشت به حدی بالا رفته است که بسیاری از مردم توان خرید گوشت و تامین مواد پروتئنی لازم را ندارند. می بینم فروشگاه های زنجیره ای انگلستان مثل  تسکو  و سینسبوری گوشت ها را بسته بندی کرده اند و برچسب های امنیتی روی آن زده اند که اگر کسی آنر بدزدد زنگ خطر فروشگاه بصدا در می آید و نگهبان دزد گرسنه را دستگیر می کند.

 

آیا بهتر نبود به جای صرف هزینه های گزاف برچسب ها و استخدام نگهبان های تعلیم دیده و چشم های الکترونیکی کمی از سود های کلان خود می کاستند و قیمت ها را در حدی نگه می داشتند که اکثریت توان خرید داشته باشند.

لابد در آینده نزدیک جهان سرمایه داری گوشت و موادی غذایی را با زنجیر به یخچال های رو باز خود وصل کند.

 

یاد داستان بینوایان ویکتور هوگو افتادم  که ژان والژان به خاطر رفع گرسنگی مجبور شد قطعه نانی رابدزدد و نتیجتن چندین سال زندانی شد. تاریخ چه مضحک ودرد آور تکرار می شود و چهره سرمایه داری چه زشت و وحشتناک عریان می شود.

 

فریدون

 

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
علی آریا

.......... فریدون عزیز سلام نظر من با احمد رضا احمدی کمی تفاوت دارد اگر چه می پذیرم که شعر معاصر در عامه مردم نفوذ زیادی ندارد با این همه نمی توان منکر تاثیر همین سروده ها بر بخش وسیعی از روشنفکران و اهالی فرهنگ شد بدون تردید اشعار شاعران بزرگ معاصر( نیما-شاملو- فروغ- اخوان- سهراب و....)تاثیر بسزایی در تحرک جامعه روشنفکری وبه تبع آن سطوح پایین تر هرم جامعه گذاشته است. من با نظر شما بیشتر موافقم تا نظر نیچه. ضمن آنکه آن نویسنده رئالیست فرانسوی هم پر بیراه نگفته است! برقرار باشید.

فریدون

اینویز گرامی[گل] مرقوم نموده اید که نامریی های یاهو را شناسایی کنید. به نظر می رسد یا کامپیوتر من کند است و توانایی باز کردن این آدرس را ندارد و یا آدرس را کامل ننوشته اید. لینکی هم که بر روی نام تان گذاشته اید باز نمی شود. [گریه] [گل][گل] در اینجا چون تعداد پیام ها بسیار محدود است لذا همه پیام ها را می خوانم و اگر پاسخی به نظرم برسد یا در اینجا ویا در بلاگ پیام گذار می نویسم. لذا ضرورتی ندارد که زحمت بکشید و چندین پیام تان را تکرار کنید. [گل] در کوچه سار شب درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت ملال ما پرنده پر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند گذر گهی ست پر ستم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند دل خراب من دگر خراب تر نمی شود که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات ؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند نه سایه دارم و نه بر ، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند الف سایه

فیروز الف

نوشتن شعر برای نشان دادن ناهنجاری های جامعه و یا هر ناهنجاری دیگر بدلیل برد بسیار محدود آن نوعی استمناء روشنفکرانه است. انسان باید خیلی ساده دل باشد که گمان کند با نوشتن شعر آنهم در یک وبلاگ می تواند به مقابله ناهنجاریها برود. رمان دن کیشوت را خوانده اید؟

فریدون

فیروز الف گرامی [گل] ما همه دلمان می خواهد در جامعه ای آباد و آزاد زندگی کنیم . در جامعه ای که عدالت اجتماعی برقرار باشد و همه از بیمه بهداشتی رایگان و تحصیل رایگان و رفاه اجتماعی بطور برابر برخوردار باشند همه ما به نوعی به ناهنجاری های اجتماعی اعتراض می کنیم. عده ای با گله کردن از زندگی یا جامعه. عده ای باشرکت در تظاهرات و سندیکا ها. عده ای با روزنامه نگاری. عده ای با نوشتن شعر و یا داستان. عده ای با نقاشی یا موسیقی و یا هنر تئاتر و غیره همه ما حرفی برای گفتن و صدایی برای فریاد زدن داریم . منهم مثل بسیاری از مردم جامعه نوشته ام که دلم می خواهد نوشته هایم تاثیری در جامعه داشته باشد و بتواند گره گشای درد و رنجی باشد. این دلم می خواهد . یک آرزوست . آرزوی این که از شر مشکلاتی که یک عده زور گو و خودخواه به وجود می آورند خلاص شویم. به نظر من, جامعه... شعر و هنر تاثیر متقابل بر هم دارند. با درود های فراوان [گل]

فرناز

من فکر میکنم یکی از بزرگترین مشکلاتی که ما (ما آدمها ) داریم این است که فکر می کنیم یک نفر با یک کار کوچک قرار است دنیا را تغییر دهد ! به همین دلیل همه از هم طلبکاریم بی اینکه هیچکدام واقعا کاری کنیم و همه منتظریم .. کاملا فهمیدنی است که شما حق دارید برای دل خود شعر بگویید و آرزو کنید که این شعر اثر خوبی داشته باشد که بی تردید هم دارد حتی اگر بر یک نفر باشد .. آن یک نفر به سهم خود بر دیگری اثری خواهد داشت و ... به این دلیل است که من با نظر آقای فیروز الف بشدت مخالفم .. با نوشتن یک خط در یک وبلاگ یا در هر جای دیگر میتوان با یک ناهنجاری کوچک در جائی مبارزه کرد و این حتما بهتر از این است که بنشینیم و منتظر باشیم تا یک نفر تمام دنیا را در یک شب نجات دهد !!!

سعید

فریدون گرامی بنظر من هم شما درست میگوئید، هم احمدرضا احمدی، هم فرناز و هم فیروز الف چرا که هرکدام از شما در تاریکی فقط یک قسمت از بدن آن فیل معروف مولانا را برای لمس کردن و ادراک و شناخت کل آن در اختیار دارید. --------------------------------------- چرا میگویم تاریکی؟ برای اینکه ما هیچ آمار دقیق و علمی در اختیار نداریم که از طریق آن بتوانیم یک تصویری نسبتا واقعی از حد و حدود تاثیر شعر (و بخصوص شعر نو) در جامعه ایران و میزان مردمی بودن و گسترده گی آن در اختیار داشته باشیم. --------------------------------------- بنابراین هر چه در این مورد می گوئیم عقایدی شخصی است که بر شالوده تجربه های شخصی بنا شده اند و قاعدتا اعتبار علمی ندارد. --------------------------------------- اما در میان عقاید مطرح شده در این پست و کامنت های داده شده ذیل آن بعقیده من سخن و نظر احمد رضا احمدی بدلیل اینکه او خود شاعر است و در سه ،چهار دهه گذشته با شاعران نوپرداز و محیط ادبی ایران (و همچنین جامعه ایران بطور کلی) از نزدیک آشنا بوده است می تواند بالقوه از وزن و ارزش بیشتری برخوردار باشد. --------------------------------------- س

سعید

بعلت طولانی بودن کامنت قبلی، قسمت نهایی آن که بشرح زیر بوده است توسط پرشین بلاگ حذف گردید: ...... سلامتی و شادکامی شما را آرزو دارم.

فریدون

سعید گرامی احمد رضا احمدی اگر در باره شعر نو صحبت می کرد حرف های او به عنوان یک صاحب نظر می توانست بنیانی باشد برای شعر و شاعری --------------------- اما چون تخصص او در جامعه شناسی نیست لذا نظرش نمی تواند چندان صائب باشد او هم مثل ما بدون مراجعه به آمار و مآخد و روند جامعه شناسی نظر شخصی خودش را بیان کرده است. --------------------- باید دید شاعران دیگر در این باره چه می گویند. با صمیمانه ترین درود ها